سه شنبه هشتم خرداد 1386
زلزله کمب

نه اینجا زلزله نیامده این بناها توسط لودر و بلدوزر های سازمان زمین شهری با کمک نیروهای انتظامی و نظامی در شرق شهر چابهار ( کمب ) خراب شده است حالا دلیل این همه ویرانی و خرابی که مثل زلزله هست ونیست خانواده هایی را ویران کرده چیست ؟ باید مسوولین پاسخ گو باشند آیا در نظام جمهوری اسلامی ظلم بر مظلوم کار حسنه ای است ؟ اگر سازمان زمین شهری می خواست این زمینها را به مردم ندهد باید از همان اول جلوی آنها می ایستاد و نمی گذاشت که مردم این همه هزینه بکنندو یک نکته جالب این که این روستاهایی که در اطراف چابهار هستند و الان این اتفاق در آنها افتاده همه شورای اسلامی دارند وزیر نظر بخشداری و فرماندار هستند و همه اینها برق و موبایل روستایی دارند و دولت آمده برای آنها این همه هزینه کرده و حالا با اینها این کا را می کنند حتی در قسمتهایی تیرهای برق و ترانس را زده و انداخته اند و ضررش از جیب بیت المال بوده است !! . وخانواده هایی همه دارایی خود را فروخته اند تا شاید سر پناهی داشته باشند ولی حالا با این عمل خون جلوی چشمانشان را گرفته است آیا راههای مسالمت آمیزی برای تخلیه این زمینها نبوده است ؟ چرا لشکر کشی کرده اند صدها نیروی یگان ویژه و تجهیزات نظامی برای خراب کردن خانه های مردم مظلوم آورده بودند هر کس این صحنه ها را می دید یاد جنگ می افتاد دود و گرد وخاک از تمام شهر بلند شده بود وقتی از جاده می گذشتی و این صحنه ها را می دیدید خود به خود تحت تأثیر قرار می گرفتید چرا مردم را با این کارها می ترساندند !! شما که قدرت دارید و زور دارید آیا از آه این مردم غریب و فقیر نمی ترسید ؟ یک لحظه خودتان را به جای آنها تصور کنید .

دیروز که به اطراف خانه های خراب شده رفته بودیم درد و رنج را در چهره مردم می دیدیم خانه هایی که ویران شده بعد با بلوکهای شکسته دوباره سر پناهی درست شده یا در گوشه ای دیگر ودر گرمای ظهردو بچه خرد سال که میان آوار بلوکهای شکسته بلوکهای سالم را جدا می کردند شاید دوباره با آنها دیواری بسازند و در قسمتی دیگر زنان و دخترانی که دیوار حیاطشان خراب شده و همینطور در سایه نشسته و نهار می خوردند همه و همه حاکی از درد ورنجی هست که بر این مردم می گذرد حالا چه کسانی در این حادثه سود می برند خدا می داند !!
حرفهای امام خمینی رهبر انقلاب در ذهنم است که: این انقلاب مال زاغه نشینان است . و امروز به این طریق به مردم بی پناه ظلم می کنند شاید در این میان کسانی برای خرید و فروش زمین گرفته بودند یا عده ای اراذل و اوباش هم در این خانه ها جا گرفته بودند ولی باز نباید همه مردم در آتش چند نفر بسوزند .
امید واریم که آنهایی که سر پناهشان خراب شده زود تر به سر پناهی برسند و در هیچ شهری و برای هیچ کسی چنین اتفاقی نیافتد .
و از دوستان هم انتظار داریم نظراتشان را در این مورد بیان کنند تا شاید مسوولی آنها را ببیند و عمل کند .
*****
سلام
فیض عزیز
باز هم به دیدن تو آمدم
به دیدن تویی
که در غم و نشاط ما
شریک بوده ای
تویی که باز با
قصه های غصه های ما
غصه دار مانده ای.
غصه های روستای کمب
آن روستای کهنه وقدیم
آن دهکده که شد
هم پای درد های خاک
...
بد تر از داستان غصه های کمب
لحظه های در غبار غم گرفته رمین
خانه های کاهگلی سالهای دور
خانه گلی کوچک پدر بزرگ
بقچه ایکه روی تاقچه اتاق بود
ویک سبد خاطرات مانده از
سالیان دور مادرم
خاطرات زنده ای که
ناگهان اشک شد و مرد
××××××××××××××××
با تقدیم سروده بالا به شما برادر گرامی از احساس لطف وهمدردی نهایت سپاس داریم
موفق باشید .
حکیم بهار ( آشنا )

